مقدمه:
بحث ساختار سازماني از زمان پيدايش نظريه هاي سازمان و مديريت در بين دانشمندان و صاحب نظران مديريت شروع شده است. سازمانها براي اينكه فعاليتشان را هماهنگ و كنترل نمايند و در جهت نيل به هدف يا اهدافي خاص (فلسفه وجودي هر سازمان) حركت نمايند، ناچارند كه ساختاري داشته باشند. ساختار اسكلت سازمان و هسته متمايز كننده سازمانهاست. در اين قسمت سعي بر اين است تا مفاهيم مختلف ساختار سازمان و نظريه هاي مرتبط با آن را مورد بحث و بررسي قرار دهيم. طبعاً شناسايي ساختار سازماني، مستلزم شناخت سازمان است. بنابر اين در اينجا تعاريفي در زمينه سازمان و ويژگيهاي آن ارائه مي نماييم.
پارادایم مدیریت با طی كردن چندین مرحله مشخص تكامل یافته است. محور اصلی در این تكامل، تغییر در ساختار سازمانی بوده است. ساختار سازمانی یكی از عوامل اصلی پیش برنده تغییر است زیرا ساختار، كالبد همه فرایندها و تصمیم های سازمانی را شكل می دهد. مطالعات گذشته درمورد ساختار سازمانی به شكل گیری نوعی چارچوب سه بعدی منجر شده است كه انواع مختلف ساختار را توصیف می كنند. برای مثال، شاین (1988) ساختار را در قالب بعد سلسله مراتبی ، بعد كارویژه ای ، بعد شمولیت (دربرداری) و مركزیت تعریف می كند. درعین حال، چارچوب «شاین» عمدتاً ساختار رسمی در سازمان را تبیین می كند و نیروی ظریفی كه در عقبه نمودار سازمانی جریان دارد را آشكار نمی سازد. «این نیروی پنهان» عموماً اشاره به «ساختار غیررسمی» یا «رابطه غیررسمی» دارد؛ و چنین نیرویی، نقش برجسته ای در بسیاری از شكلهای جدید سازمانهای مبتنی بر فرایند نظیر سازمانهای شبكه ای یا دانش محور ایفا می كند. این بخش، نخست ساختار غیررسمی را به عنوان بعد چهارم وارد عناصر ساختار سازمان می كند تا تكامل ساختاری را ترسیم كرده و توسعه ساختاری را در سطحی بالاتر مورد تأمل قرار دهد. رابطه مبتنی بر اعتماد، رابطه تعاملی برون محور و رابطه جامع عاطفی سه بعد جدید ساختار سازمانی هستند كه در این بخش مدنظر قرار می گیرند. این سطوح بالاتر روابط ساختاری قادرند چالشهای ساختاری در عصر اقتصاد دانش محور را به صورت روشن ترسیم كنند.
چکیده:
ساختار سازمانی می تواند موجب خلاقیت مدیران گردد و نیز خلاقیت مدیران نیز می تواند ساختارهای سازمانی مناسب را به وجود آورد. هدف از این تحقیق بررسی ارتباط بین ساختار سازمانی و خلاقیت مدیران می باشد. جامعه اماری این پژوهش شامل کلیه مدیران و کارشناسان ارشد می باشد. نمونه گیری به روش هدفمند بوده است. از پرسشنامه های خلاقیت فیفر و ساختار سازمانی برای گردآوری اطلاعات استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش امار توصیفی و استنباطی استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که بین پیچیدگی سازمانی، تمرکز، و رسمیت و خلاقیت مدیران رابطه معنادار وجود دارد.
مقدمه: با تغییرات سریع و مداوم فناوری اطلاعات و اینترنت، مدلهای سنتی کسب و کار مجبورند برای بقاء با محیط کسب وکار سازگاری یابند. جهانی گرایی و رقابت منجر شد تا دانش به عنوان ارزشمندترین منبع استراتژیک شناخته شود و توانایی سازمان به منظور کاربرد دانش برای استفاده از فرصت های بازار و حل مسئله مهمترین توانایی آن گردد. از آن جهت که دانش نقش استراتژی مهمی را بدست آورده است بسیاری از شرکت ها به علت مزیت رقابتی دانش و اهرم قدرت و نفوذ آن، مدیریت دانش را بطور موثر به کار می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختار سازمانی با مدیریت دانش در مدیران ستادی و مدیران مجموعه های ورزشی سازمان ورزش شهرداری تهران صورت گرفته است.
روش کار: پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و مقطعی در سال 1393 انجام شده است. جامعه پژوهش را مدیران ستادی و مدیران مجموعه های ورزشی سازمان ورزش شهرداری تهران تشکیل می دادند که 140 نفر از آنان به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از روش نظرات متخصصان و روایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ (0.88) تایید شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS به طریق روش آماری توصیفی (از جمله جدول، میانگین و واریانس) و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت.