مقدمه:
بحث ساختار سازماني از زمان پيدايش نظريه هاي سازمان و مديريت در بين دانشمندان و صاحب نظران مديريت شروع شده است. سازمانها براي اينكه فعاليتشان را هماهنگ و كنترل نمايند و در جهت نيل به هدف يا اهدافي خاص (فلسفه وجودي هر سازمان) حركت نمايند، ناچارند كه ساختاري داشته باشند. ساختار اسكلت سازمان و هسته متمايز كننده سازمانهاست. در اين قسمت سعي بر اين است تا مفاهيم مختلف ساختار سازمان و نظريه هاي مرتبط با آن را مورد بحث و بررسي قرار دهيم. طبعاً شناسايي ساختار سازماني، مستلزم شناخت سازمان است. بنابر اين در اينجا تعاريفي در زمينه سازمان و ويژگيهاي آن ارائه مي نماييم.
2-2: مبانی نظری
امروزه همة سازمان ها برای رشد و پیشرفت خود نیازمند اندیشه های نو و نظرات بدیع و تازه اند، چرا که در عصر متلاطم و پر رقابت حاضر، سازمانی موفق تر خواهد بود که با استفاده از خلاقیت و نوآوری، اثربخشی و کارایی خود را به بالاترین حد ممکن ارتقاء دهد. در این میان مدیران و نیروی انسانی، مغزهای متفکر سازمان ها به شمار می آیند که سمت و سوی موفقیت سازمان را رقم می زنند. ارائه راهکاری جدید برای مشکلی کهنه، و عملی کردن آن تنها راه نجات سازمان ها، در گیر و دار رقابت جهانی است. این افکار و نظرات جدید است که هچون روحی در کالبد سازمان دمیده می شود و آن را از نیستی و فنا نجات می دهد. از این منظر ضروری است تا سطح خلاقیت افراد در سازمان شناسایی شده و گام هایی در جهت بهبود آن گام برداشته شود که در این روند شناسایی موانع خلاقیت در محیط درونی و بیرونی سازمان گام های رشد را سریع تر خواهد نمود. از آنجا که مدیران تأثیرگذارترین افراد در سازمان ها می باشند، ارائه نیمرخی از موانع شخصی خلاقیت در آنان می تواند پتانسیل تأثیرات عمده ای در ایجاد تحولات سازمانی ایجاد نماید. در این بخش ابتداً به بررسی ماهیت خلاقیت پرداخته و سپس موانع آن به تفصیل مورد بررسی قرار می گیرد.