بیان مساله
در جهان امروز تفکر کارآفرینی و استفاده از آن در سازمانها امری اجتناب ناپذیر است. همانطور که تولد و مرگ سازمانها به بینش، بصیرت و توانایی موسسین بستگی دارد، رشد و بقای آنها نیز به عواملی نظیر توانایی، خلاقیت و نوآوری منابع انسانی آنها وابسته است. اگر برنامه ریزان، تصمیم گیرندگان و کارکنان سازمان کارآفرین باشند، فرصتهای اقتصادی را بهتر درک کرده و قادرند از منابع موجود به منظور نو آوری استفاده بیشتری نمایند.
بیان مسئله
لزوم توجه به عملكردشركت ها، سازمان ها و شناسایی عوامل تأثيرگذار، مسأله اي كه ذهن اكثريت مديران ارشد را به خود جلب كرده است. سازمان ها و عملکرد آنها همواره تحت تأثير عوامل مختلفی است. این عوامل را می توان به دو دسته عوامل بیرون سازمانی و درون سازمانی تقسیم کرد. عوامل بیرونی، سازمان ها، بزرگ یا کوچک با روش سنتی مدیران را با چالش جدی مواجه کرده را و آنها را مجبور به تغییر در روش های سنتی نموده است. مدیریت صحیح و اثر بخش هر سیستم و دستیابی به اهداف و نتایج مورد نظر در گرو شناخت دقیق و درک عمیق از نحوه ی عملکرد سیستم و توان کنترل و هدایت آن می باشد. عملکرد سازمان ترکیب گسترده ای هم از دریافتی های غیر ملموس همچون دانش سازمانی و هم دریافتی های عینی و ملموس همچون نتایج اقتصادی و مالی هست (علامه و مقدمی،1387). عملکرد سازمان عبارتست از نتایج حاصل از مجموعه تلاش سازمان. آرمسترانگ عملکرد را یک استراتژی می داند که مبتنی است بر تجزیه و تحلیل عوامل اساسی موفقیت و سطوح عملکرد حاصله بر پایه ی آن عوامل (بزازی جزایری، 1387). تغییرات عملکرد سازمانی باید در تمامی سطوح سازمان مد نظر قرار گیرند و اهداف فردی و گروهی در سازمان در راستای اهداف سازمانی قرار گیرند.....
1-1- بیان مسئله
ضرورت حاکم شدن اخلاق در محیط های کاری امر دلخواه و پسندیده ای است که مورد وفاق همگانی است. مدیریت در هر سازمان از اعضای خود می خواهد به شیوه ای صحیح ، مناسب و عادلانه عمل كنند تا در مسیر عملكرد سازمان به اكثریت جامعه آسیبی وارد نشود (هس مر1389، 177) شیوه عمل اخلاقی مبتنی است بر معیارهائی كه از كاركنان در هر سازمان انتظار دارد به هنگام رویاروئی با هر وضعیت خاص مطابق با یك شیوه اخلاقی مشخص در برابر آن رویداد رفتار كنند. (همان، ص 179) تصمیم گیری یکی از ارکان مهم و مطرح در حوزه مدیریت است و مشی اخلاقی رهبران سازمان در تصمیم گیری آنان آشکار می شود. هویت اصلی رهبری در نفوذ و تاثیری است که بر اعضای سازمان دارد و رهبران اخلاقی با تمرکز بر اصول اخلاقی چون عدالت، انصاف و بی طرفی به صورتی روشمند بر پیروان خود در سازمان اثر می گذارند. علم اخلاق به معنی به کارگیری ارزشهای محوری در روابط بین فردی است. این علم شاخه ای از فلسفه است که با ارزش های مرتبط با رفتار بشر سروکار دارد، به درست یا غلط بودن اعمال و خوبی یا بدی نیات و نتایج اعمال انسان می پردازد.