1-2- بیان مسئله
بی شک فرض عقلايي بودن سرمايه گذاران به عنوان مدل ساده اي از رفتار انسان، يكي از پايه هاي اصلي دانش مالي كلاسيك است و تقريبا تمامي نظريه هاي مالي کلاسيك مثل نظريه پرتفوي ، بازار كاراي سرمايه ، مدل قيمت گذاري دارايي هاي سرمايه اي و تئوري نمايندگي و نظريه هاي فرعي منشعب از آنها، متاثر از اين فرض است.
در سال 1970، فاما مقاله اي را تحت عنوان «بازارهاي كاراي سرمايه، مروري بر نظريه و مطالعات تجربي» منتشر نمود. وي در اين مقاله ديدگاه قبلي خود را در مورد كارايي بازارهاي سرمايه مجدداً تعريف نمود و ادعا نمود كه در يك بازار كارا، قيمت ها تمامي آنچه كه در مورد يك دارايي فهميده مي شود را در خود منعكس مي كنند. طبق فرضيه بازار كارا، قيمت هاي دارايي مالي در برگيرنده همه اطلاعات موجود مربوط به آن دارايي ها است و قيمت ها در هر زماني به عنوان تخمين بهينه اي از ارزش صحيح سرمايه گذاري شكل مي گيرند. اين فرضيه بر اين اساس قرار دارد كه سرمايه گذاران رفتار عقلايي دارند به اين معني كه همه اطلاعات موجود و در دسترس را پردازش كرده و به دنبال حداكثر ساختن مطلوبيت مورد انتظار هستند. به بيان ديگر، دارايي هاي مالي هميشه به صورت عقلايي قيمت گذاري مي شوند،
ج- بیان مسأله اساسی تحقیق به طور كلی (شامل تشریح مسأله و معرفی آن، بیان جنبه های مجهول و مبهم، بیان متغیرهای مربوطه و منظور از تحقیق):
گزارش های مالی، از مهمترین خروجی های سیستم حسابداری است که از اهداف عمده ی آن، فراهم آوردن اطلاعات لازم برای ارزیابی عملکرد و توانایی سودآوری بنگاه اقتصادی است. هدف اولیه ی گزارش های مالی، حل نمودن مشکل عدم تقارن اطلاعات است. در واقع گزارش های مالی وسیله ای را برای مدیران فراهم می کند تا اطلاعات حاصل از عملکرد شرکت را به استفاده کنندگان صورت های مالی انتقال دهند. اگر گزارش های مالی به مدیران اجازه ی میزانی از انعطاف پذیری را ندهد، برای مدیران انتقال اطلاعات پیرامون شرکت به استفاده کنندگان صورت های مالی مشکل خواهد بود. با دادن اختیار به مدیران در راستای انعطاف پذیری نسبت به گزارش های مالی مانند برآورد عمر مفید، ارزش اسقاط یا انتخاب روش های ارزیابی موجودی کالا؛ استفاده کنندگان صورت های مالی ممکن است، قضاوت بهتری در مورد چگونگی عملکرد واحد انتفاعی داشته باشند.(نوروش؛ ابراهیمی کردلر، 1384)
هیلی و والن (1999) مدیریت سود را اینگونه تعریف کرده اند: «مدیریت سود زمانی رخ می دهد که مدیر برای گزارشگری مالی از قضاوت شخصی خود استفاده کند و این کار را با هدف گمراه کردن برخی از سهامداران درباره ی عملکرد واقعی اقتصادی و یا برای تاثیر در نتایج قراردادهایی که به ارقام حسابداری گزارش شده بستگی دارند، انجام می دهد». فرآیند اندازه گیری سود و نتیجه ی آن نقش مهمی در اداره ی شرکت دارد و معمولا کاربران صورت های مالی اهمیت زیادی برای آن قایل هستند. از آنجا که محاسبه ی سود بنگاه اقتصادی متاثر از روش های برآورد حسابداری است و تهیه ی صورت های مالی به عهده ی مدیریت واحد تجاری است، ممکن است بنا به دلایل مختلف، مدیر اقدام به مدیریت سود نماید. (ولی زاده لاریجانی، 1387)
1-1- بیان مساله
با بزرگتر شدن شرکت ها، مالكان اداره شركت را به مدیران تفویض نموده اند با كم شدن اختیار حاكمیت مستقیم مالكان بر شركت، كنترل به گروههایی دیگری سپرده می شود كه هیأت مدیره و مدیران را تشكیل می دهد، جدایی مالكیت از مدیریت منجر به عمومیت «مسئله نمایندگی» گردید. مسائل نمایندگی نیز ناشی از مجزا سازی مالكیت از كنترل است فرض تئوری نمایندگی بر این است كه بین منافع سهامداران و مدیریت یک تعارض بالقوه وجود دارد و مدیران به دنبال كسب حداكثر منافع خود از سهامداران شركت هستند كه این منافع ممكن است در تضاد با منافع سهامداران باشد. طبق تعریف جنسن و مک لینگ، رابطه نمایندگی به عنوان تعاملی بین یک یا چند سهامدار یا چند سهامدار با مالک و یا یک یا چند نماینده است كه نماینده از طرف سهامدار مسئولیت انجام یک سری خدمات را عهده دار می شود، لذا تعیین ساختار مالكیت و تركیب سهامداران شركت، یک ابزار كنترل، و اعمال حكمرانی در شركت هاست این بعد از حاكمیت در قالب ابعاد مختلف تعیین كننده نوع مالكیت شركت نظیر توزیع مالكیت، تمركز مالكیت وجود سهامداران جزء اقلیت و عمده در تركیب مالكیت شركت و درصد مالكیت آنها قابل بررسی است.