موضوع تحقیق پیش رو با درک وضعیت در حال دگرگون فرهنگی جامعه و نیاز به بازنگری نیازهای فرهنگی در حوزه دانش آموزان شکل گرفت. مسألهی اساسی تحقیق حاضر این بود که دانش آموزان با پیشینه طبقاتی مختلف وارد مدرسه میشوند و این پایگاه طبقاتی فرصت های و تهدیدهای مختلفی را در عرصه فرهنگی به همراه دارد . در چنین شرایطی مدرسه چگونه می تواند نیازهای مختلف فرهنگی دانش آموزان را برطرف کند و همچنین رابطه بین پایگاه اقتصادی و اجتماعی دانش آموز با نیازهای فرهنگیشان چیست. برای درک نیازهای فرهنگی دانش آموزان و جایگاه مدرسه در خصوص آن نظریه های مختلفی مرور شد که از بین آنها نظریه بوردیو به عنوان چارچوب تئوریک این تحقیق قرار گرفت. بر اساس نظریه بوردیو دانش آموزان با پایگاه های مختلف اقتصادی و اجتماعی وارد مدرسه می شوند و همین پایگاه طبقاتی است که جایگاه فرهنگی دانش آموز را در مدرسه تعیین می کند زیرا فرهنگ حاکم بر مدرسه فرهنگ طبقه متوسط و مسلط جامعه است در چنین شرایطی دانش آموزانی که از سطح طبقاتی پایینی برخوردارند نسبت به فرهنگ مدرسه(اعم از الگوهای زبانی معلمان، نوع برخورد با معلم، مدیر ) و مسلط نیستند و همین عدم توجه به جایگاه های مختلف فرهنگی دانش آموز موجب عقب ماندگی آنها می شود. برای بررسی موضوع حاضر از روش پیمایش در دو سطح توصیفی و تبیینی استفاده شد. جامعه مورد مطالعه دانش آموزان پسر دبیرستانی منطقه 16 تهران بود و روش نمونه گیری در این تحقیق به صورت خوشه ای انتخاب گردید، همچنین تعداد نمونه بر اساس فرمول کوکران 388 نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده های در این تحقیق پرسشنامه بسته بود. نتایج تحقیق نشان می دهد که نیازهای عینی فرهنگی دانشآموزان شامل 1. امکانات ورزشی2. تورهای گردشگری3. کلاسهای زبان، کامپیوتر4. کتابهای مختلف و نیز نمایشگاه در زمینه آثار هنرمندان می باشد. همچنین نیازهای ذهنی فرهنگی دانشآموزان شامل موارد زیر است؛ 1-نیاز به مهارتهای ارتباطی به فرهنگ مدرسه و سیستم آموزشی،2- نیاز به تقویت اعتماد به نفس و خود اثربخشی تحصیلی، 3-نیاز به رفع استرس تحصیلی 4-نیاز به درک آینده و دورنمای تحصیلی بهتری را دارند. نتایج فرضیات نیز نشان میدهد که بین نیازهای فرهنگی دانشآموزان و هر یک از متغیرهای(نوع مدرسه، پایه تحصیلی، شغل والدین، تحصیلات والدین و به طور کلی پایگاه اقتصادی و اجتماعی دانشآموزان) رابطه معنیداری وجود دارد.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین پنج عامل بزرگ شخصیت و سبک های مقابله ای با فرسودگی زناشویی در زنان کارمند شهرستان اسلام آبادغرب بود.پژوهش حاضر توصیفی از نوع مطالعات همبستگی میباشد. جامعه آماری را کلیه زنان کارمند شهرستان اسلام آبادغرب تشکیل دادند. حجم نمونه پژوهش 144 کارمند زن بود که از بین اداره های این شهرستان به صورت خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای به کار گرفته شده شامل، مقیاس فرسودگی زناشویی پاینز و نانز، مقیاس پنج عاملی جدید شخصیت و فرم تجدیدنظر شده آن از مک کری و کاستا، مقیاس راهبردهای مقابله با تنیدگی اندلر و پارکر بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از همبستگی پیرسون و رگرسیون همزمان صورت گرفت. نتایج نهایی پژوهش حاکی از آن بود که موافق بودن (عامل چهارم ویژگی های شخصیتی) می تواند فرسودگی زناشویی را پیش بینی کند، اما سائر عامل ها پیش بینی کننده فرسودگی زناشویی نیستند. همچنین نتایج نشان داد که از بین سبک های مقابله ای سبک هیجان مدار و سبک اجتنابی می توانند فرسودگی زناشویی را پیش بینی کنند. بنابراین یافته های به دست آمده نشان داد که گشودگی، موافق بودن، سبک هیجان مدار، وسبک اجتنابی توان پیش بینی فرسودگی زناشویی را دارند.
مقدمه: با تغییرات سریع و مداوم فناوری اطلاعات و اینترنت، مدلهای سنتی کسب و کار مجبورند برای بقاء با محیط کسب وکار سازگاری یابند. جهانی گرایی و رقابت منجر شد تا دانش به عنوان ارزشمندترین منبع استراتژیک شناخته شود و توانایی سازمان به منظور کاربرد دانش برای استفاده از فرصت های بازار و حل مسئله مهمترین توانایی آن گردد. از آن جهت که دانش نقش استراتژی مهمی را بدست آورده است بسیاری از شرکت ها به علت مزیت رقابتی دانش و اهرم قدرت و نفوذ آن، مدیریت دانش را بطور موثر به کار می گیرند. این پژوهش با هدف بررسی رابطه ساختار سازمانی با مدیریت دانش در مدیران ستادی و مدیران مجموعه های ورزشی سازمان ورزش شهرداری تهران صورت گرفته است.
روش کار: پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی و مقطعی در سال 1393 انجام شده است. جامعه پژوهش را مدیران ستادی و مدیران مجموعه های ورزشی سازمان ورزش شهرداری تهران تشکیل می دادند که 140 نفر از آنان به روش تصادفی انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که روایی آن با استفاده از روش نظرات متخصصان و روایی آن با استفاده از روش آلفای کرونباخ (0.88) تایید شده است. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS به طریق روش آماری توصیفی (از جمله جدول، میانگین و واریانس) و با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت.
در عصر حاضر، در شرایطی که شرکتها روزبه روز حجیم ترو بزرگتر میشوند بالتبع تاثیر عمده ای برساختار و نظام سود و بقاء میباشد،فراتر میروند ودر تحقق ارزشهای اخلاقی و اجتماعی نقش بسزایی خواهند داشت.مباحث عدالت،محیط زیست و حقوق انسانی ازجمله مباحثی هستند که توجه به ارزشهای اخلاقی را درکسب و کار توجیه میکنند.یکی ازابزارهای مهمی که دردنیای رقابتی امروزی میتوان برای بدست آوردن مزیت رقابتی جهت بالا بردن عملکرد بخش فروش شرکتها ازآن بهره جست ،ایجادتمایزاخلاقی درشرکتها میباشد.دراین پژوهش سعی شده رابطه تمایزاخلاقی شركت وفروش محصولات ازدیدگاه مصرف كنندگان بررسی شود.ازلحاظ هدف، این پژوهش ازنوع كاربردی بوده وباتوجه به روش جمع آوری داده ها، روش تحقیق توصیفی ودرمیان انواع روشهای توصیفی ازنوع تحقیق همبستگی می باشد.برای جمع آوری داده ها ازپرسشنامه استفاده گردید.روش نمونه گیری دراین پژوهش، روش دومرحله ای تصادفی طبقه بندی شده میباشد.مصرف كنندگان شعب انتخابی درفروشگاه های زنجیره ای ایران طیطو،به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیدند.داده های جمع آوری شده بااستفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفت.درنهایت، نتایج پژوهش نشان داد كه بین تمایزاخلاقی شركت و فروش محصولات رابطه معناداری وجوددارد.به عبارت دیگر، تمایزاخلاقی سبب افزایش انگیزه مصرف كنندگان، افزایش تمایل مشتری برای پرداخت هزینه بالاتروكسب مزیت رقابتی برای شركت گشته ودركل فروش شركت را ارتقاء می بخشد.
یکی از چالش برانگیزترین مشاهدات در بازارهای مالی این است که بر خلاف فرضیه بازار کارا، بازده سهام عادی در بازده های زمانی مختلف دارای رفتار خاصی می باشد و می توان با بکارگیری راهبرد سرمایه گذاری متناسب با افق زمانی مورد نظر، بازدهی بیشتر از بازده بازار بدست آورد. هدف این پژوهش بررسی سودآوری استراتژی سرمایه گذاری معکوس و ارزیابی اثر عوامل بازار، اندازه شرکت و ارزش دفتری به ارزش بازار بر روی بازده می باشد. این تحقیق طی دوره زمانی 1383تا1390می باشد. نتایج حاصل از فرضیه ها نشان می دهد، استراتژی معکوس در بازه های زمانی مورد نظر در بورس اوراق بهادار ایران سودآور خواهد بود. همچنین نتایج بدین گونه است که بین متغیر مستقل عامل اندازه و ارزش دفتری به بازار و عامل بازار و استراتژی معکوس رابطه معنی داری وجود دارد.
چکیده فارسی
بررسی فاکتورهای مختلف موثر بر عملکرد مالی شرکت ها و ارائه یک راهکار برای افزایش کارایی مالی شرکت، از مهمترین مباحث مهندسی مالی است. در این میان ساختار سرمایه مالی شرکت به دلیل اثرگذاری بر تمامی مشخصات دیگر مالی شرکت از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در مبحث مهندسی مالی، مالکیت دولتی به عبارتی دیگر مالکیت نهاد دولتی چندین محرک بر نظارت بر گزارشگری مالی و بهبود عملکرد شرکت ها دارند، در صورت وضعیت مالکیت دولتی معمولاً مشکلات نمایندگی کم خواهد شد و این امر می تواند بر شاخص های مالی شرکت تأثیرگذار باشد. هدف این پژوهش بررسی رابطه بررسی رابطه میان مالکیت دولتی و عملکرد شرکت در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را طی یک دوره 9 ساله از سال ۱۳۸۷تا 1396 در 134 شرکت از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، است. روش تحقیق از نوع همبستگی بوده و با استفاده از رگرسیون چند متغیره انجام شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد رابطه ای مثبت و مستقیم میان مالکیت دولتی و عملکرد شرکت وجود دارد. همچنین استقلال هیأت مدیره و عملکرد مالی، دوگانگی وظیفه مدیرعامل و عملکرد مالی و اندازه هیأت مدیره و عملکرد مالی رابطه معنی داری وجود دارد.
چکیده
امروزه برند و نام تجاری یكی از مهم ترین مباحث بازاریابی است كه پیش روی تمامی شركت ها قرار دارد. برند، جزء جدانشدنی راهبرد بازاریابی شركت است و به طور روزافزونی به عنوان تنها دارایی مهم و منبع تمایز مورد توجه قرار می گیرد. بدین ترتیب برندهای قوی، ارائه دهنده ی سود بیشتر همراه با ریسك كمتر به سهامداران هستند. از طرفی تقلید از برند یک استراتژی بازاریابی سودآور بر پایه ی استفاده از شباهت ها (بسته بندی، طراحی، نام برند، تبلیغات و غیره) به منظور تسهیل پذیرش برند به وسیله ی مصرف کننده است. برندهای جعلی با تقلید از هویت برندهای اصلی، قصد ایجاد تصویر ذهنی مثبت و ارزش درک شده مثبت از محصول توسط مشتریان را دارند، تا از این طریق بتوانند کالاهای خود را به فروش برسانند. لذا هدف این پژوهش اندازه گیری میزان تأثیرگذاری هویت برند بر قصد خرید برندهای اصلی و جعلی و همچنین موفقیت برندهای جعلی در تقلید عناصر برندهای اصلی با توجه به نگرش دانشجویان دانشگاه مازندران است. روش انجام پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش دانشجویان دانشگاه مازندارن است. از نمونه گیری طبقه ای متناسب برای نمونه گیری استفاده شد. حجم نمونه 389 نفر تعیین شد. در این پژوهش از پرسشنامه برای سنجش متغیرهای هویت برند، تصویر برند، ارزش درک شده و قصدخرید استفاده شده است.
چکیده
در این تحقیق به بررسی عوامل مؤثر بر پذیرش بانکداری الکترونیک در میان مشتریان بانک ملی مرکزی شهرستان كاشان می پردازیم. تعداد 322 نفر از مشتریان بانک ملی مرکزی شهرستان کاشان در این تحقیق مورد پرسش قرار گرفتند. روش تحقیق به صورت نظری و پیمایشی می باشد که ابزار گردآوری پرسشنامه و نمونه گیری از نوع تصادفی و برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران استفاده شده است . نتایج بدست آمده از این تحقیق به شرح زیر است:
چکیده:
سیستم های اطلاعاتی نقش مهمی در زندگی سازمانی نوین داشته و دنیای کسب و کار، تجارت و مدیریت را دچار دگرگونی شگرفی نموده است. در بکارگیری سیستم های اطلاعاتی مدیران بیش از پیش باید از اثرات ناشی از سیستمها به سازمان و افراد آگاهی داشته و تدابیر لازم را جهت همزیستی با آنها بوجود آورند. ظهور سیستمهای اطلاعاتی مدیریت و به تبع آن MKIS (سیستم های اطلاعات بازاریابی و فروش) سازمانها را قادر ساخته تا تصمیمات تجاری هوشمندانه تری با این ابزارها اتخاذ کنند. هدف از این مطالعه بررسی تاثیر سیستم اطلاعات بازاریابی و فروش در افزایش فروش شرکت ها است.
تحقیق حاضر در حالت كلی یك تحقیق توصیفی و از نظر كنترل شرایط پژوهش یك بررسی پیمایشی است. ابزار گرد آوری اطلاعات، پرسشنامه است که برای بررسی روایی پرسشنامه از روش محتوایی و جهت پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر پنج شركت روغن نباتی بهار، نسترن، لادن، آفتاب و نینا می باشند، كه تعداد كل (جامعه آماری) مسئولان فروش و بازاریابی آنها 247 نفر گزارش شده است.
چكیده
آموزش عالی در كشورهای در حال توسعه دچار مشكلات كیفیتی جدی می باشد. برای تغییردادن این وضعیت لازم است كه ابتدا سیستم های كیفیتی و ابزارهای لازم برای بهبود كیفیت بررسی شوند. یكی ازاین ابزارها برای بررسی كیفیت خدمات، مدل سروكوال می باشد. هدف اصلی این تحقیق تعیین میزان شكاف بین انتظارات و ادراكات دانشجویان در مراكز آموزشعالی تبریز می باشد. بدین منظور پرسشنامه عمومی مقیاس سروكوال برای بخش خدمات آموزشعالی تطبیق داده شد و برای ارزیابی شكاف كیفیت خدمات استفاده گردید. برای تجزیه تحلیل دادهها از نرم افزار spss استفاده شدهاست. نتایج نشان می دهند مراكز آموزشعالی تبریز، نتوانستهاند انتظارات دانشجویان خود را برآورده سازند. کمترین میزان شکاف مربوط به بعد تضمین و بیشترین میزان شکاف مربوط به بعد همدلی می باشد. از نظر دانشجویان بعد همدلی و پاسخگوئی بیشترین اهمیت را دارند. همچنین نتایج حاصل از نرم افزار(Expert choice) ، نشان می دهد كه سازمان مدیریت صنعتی از نظر كیفیت خدمات بهترین و موسسه غیرانتفاعی ارس ضعیف ترین مركز می باشند.