1-2- بیان مسئله
یکی از نظریه پردازان مدل مختلط هوشهیجانی بارـ آن (1979) است؛ هوشهیجانی به وسیله بارـ آن به این صورت تعریف شده است: «یک دسته از مهارتها، استعدادها و توانائیهای غیرشناختی که توانایی موفقیت فرد را در مقابله با فشارها و اقتضاهای محیطی افزایش میدهد». بنابراین هوشهیجانی یکی از عوامل مهم در تعیین موفقیت فرد در زندگی است و مستقیماً بهداشت روانی فرد را تحت تأثیر قرار میدهد. هوشهیجانی با سایر تعیینکنندههای مهم (توانایی موفقیت فرد در مقابله با اقتضاهای محیط) از قبیل آمادگیهای زیست پزشکی، استعداد هوششناختی و واقعیتها و محدودیت های محیطی در تعامل است (بار-آن ،2004،117). هنگام بررسی نتایج یک سرمایه گذاری فردی، درک اینکه چه چیزی موجب استخراج نتایج نهایی تصمیم گیری سرمایه گذار شده، الزامی میباشد. برای اتخاذ هر تصمیم سرمایهگذاری، سرمایهگذار بایستی قضاوتهایی را انجام دهد، شواهد نشان میدهد كه سرمایهگذاران هنگام اتخاذ تصمیمات سرمایهگذاری و تصمیم گیری در مورد نگهداری پرتفوی با تورشهای سرمایه گذاری مشخصی روبرو هستند. در این پژوهش تورشهای سرمایهگذاری همچون حسابداری ذهنی، ریسک گریزی و تاثیر سرایتی مورد مطالعه قرار می گیرد و چگونگی تأثیر هركدام از این موارد بر فرآیند تصمیم گیری افراد مورد كنكاش قرار خواهد گرفت.
1-1- بیان مساله
با بزرگتر شدن شرکت ها، مالكان اداره شركت را به مدیران تفویض نموده اند با كم شدن اختیار حاكمیت مستقیم مالكان بر شركت، كنترل به گروههایی دیگری سپرده می شود كه هیأت مدیره و مدیران را تشكیل می دهد، جدایی مالكیت از مدیریت منجر به عمومیت «مسئله نمایندگی» گردید. مسائل نمایندگی نیز ناشی از مجزا سازی مالكیت از كنترل است فرض تئوری نمایندگی بر این است كه بین منافع سهامداران و مدیریت یک تعارض بالقوه وجود دارد و مدیران به دنبال كسب حداكثر منافع خود از سهامداران شركت هستند كه این منافع ممكن است در تضاد با منافع سهامداران باشد. طبق تعریف جنسن و مک لینگ، رابطه نمایندگی به عنوان تعاملی بین یک یا چند سهامدار یا چند سهامدار با مالک و یا یک یا چند نماینده است كه نماینده از طرف سهامدار مسئولیت انجام یک سری خدمات را عهده دار می شود، لذا تعیین ساختار مالكیت و تركیب سهامداران شركت، یک ابزار كنترل، و اعمال حكمرانی در شركت هاست این بعد از حاكمیت در قالب ابعاد مختلف تعیین كننده نوع مالكیت شركت نظیر توزیع مالكیت، تمركز مالكیت وجود سهامداران جزء اقلیت و عمده در تركیب مالكیت شركت و درصد مالكیت آنها قابل بررسی است.